هر جا که هستی و از هرچه که در دسترس است احساس سپاس و نیایش داشته باش.
ولی مردم چنین نمی کنند آنان پیوسته درخواست چیزهایی را می کنند که ندارند.
و تو همیشه درخواست چیزهایی را خواهی کرد که نداری.
زندگی کوتاه است و همیشه میلیون ها چیز کسر است.
مردم در چیزهایی که دارند زندگی نمی کنند آنان در چیزهایی که ندارند زندگی می کنند.
برای همین است که زندگی شان تهی است و هرگز غنی و سرشار نیست.
وگرنه همه آنقدر غنی هستند که اگر بدانند چگونه از آن لذت ببرند حتی امپراطوران نیز به آنان حسادت خواهند کرد.
اوشو
آن گره را چون نیارستی گشود
پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود...
برمزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید
ورنه بر مزارش آب پاشیدن چه سود؟
گر نرفتی خانه اش تا زنده بود
خانه صاحب عزا خوابیدن چه سود؟
گر نپرسی حال من تا زنده ام
گریه و زاری و نالیدن چه سود؟
زنده را در زندگی قدرش بدان
ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود؟
گر نکردی یاد من تا زنده ام
سنگ مرمر روی قبرم وانهادن ها چه سود؟
مرد فقیرى بود که همسرش از شیر گاوشان کره درست میکرد و او آنرا به تنها بقالى
روستا مى فروخت. آن زن روستایی کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت
و همسرش در ازای فروش آنها مایحتاج خانه را از همان بقالی مى خرید. روزى
مرد بقال به وزن کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها
را وزن کرد، دید که اندازه همه کره ها ۹۰۰ گرم است.
او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم،
تو کره ها را به عنوان یک کیلویی به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم
است.
مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: راستش ما ترازویی
نداریم که
کره ها رو وزن کنیم ولی یک کیلو شکر قبلا از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به
عنوان وزنه قرار دادیم .
ادامه مطلب
نحوه ای که روزتان را آغاز می کنید می تواند روی کل آن روز تاثیر بگذارد... هر روز را با یک لبخند، آرامش خیال، خونسردی و قلبی سرشار از قدردانی از خدا آغاز کنید. زندگی یعنی اعتماد کردن به احساسات، استفاده از فرصت ها، درس گرفتن از گذشته و درک اینکه همه چیز تغییر خواهد کرد. بیاموزید به همگان احترام بگذارید چون هر کسی درحال مبارزه با کارزار زندگیش است. همه ما مشکلات، گرفتاریها و دغدغه های خود را داریم. اما در ورای آن کشمکشها، ناگفته های بسیاری پنهان است، هم برای من، هم برای شما، هم دیگران.

ادامه مطلب

ادامه مطلب
- حدود سال 1349 بود که با آقای اندرزگو آشنا شدم و ازدواج کردم. آنزمان من 16 سالم بود و ایشان حدودا 29 سال؛ دختری بودم که بهلحاظ تربیت و جوّ مذهبی خانواده، زیاد به مسجد میرفتم. پیشنماز مسجد محلمان در چیذر، حاج آقا موسوی ایشان را به خانوادهی ما معرفی کرد. حاج آقا میگفت: "این جوان که طلبهی حوزهی چیذر است، جلوی مرا گرفته و گفته است که میخواهد ازدواج کند و دختر موردنظر باید این شرایط را داشته باشد: اول اینکه برادر نداشته باشد، دوم پدرش آدم سادهای باشد، سوم اینکه خانوادهشان شلوغ نباشد."
ادامه مطلب
.jpg)
هشت راه برای تقویت حافظه
هنگامی که شما با یک نفر مشغول صحبت کردن هستید، احساس رضایتمندی می کنید. تحقیقاتی در دانشگاه میشیگان راجع به انواع مختلف ارتباطات کلامی و اثر آنها بر روی مغز انجام گرفته است. این تحقیقات نشان داده که صحبت های منفی هیچ فایده ای ندارند. در حالی که اگر مکالمه ای مفید صورت گیرد، افراد مکالمه کننده عملکرد اجرایی و ادراکی خوبی را به دست می آورند و این عملکردها همان حافظه می باشد.
تحقیقات دیگری بر روی مکالمات سودمند و معنی دار انجام شد و محققان به این نتیجه رسیدند که فرد مکالمه کننده بیشتر سعی می کند که فکر طرف مقابل را بفهمد و حتی صحبت های بعدی را حدس بزند که این کار باعث تحریک منطقه ای در مغز می گردد که وابسته به حافظه است.
ادامه مطلب
گلگاوزبان گياهي است خودرو كه اغلب در دامنه كوههاي البرز ميرويد و در حال حاضر نيز به شكل صنعتي كشت ميشود. اين گياه داراي گونههاي زيادي است و به دليل خواص دارويي فراوان و گلهاي زيبا، بسياري از خانوادهها آن را در باغچههايشان ميكارند. برگها و گلها بخشهاي مصرفي اين گياه را تشكيل ميدهند.
ادامه مطلب
می دانید داستان " گربه را دم حجله کشتن" چیست؟
میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هیج کس حاضر به ازدواج با او نبوده است. پس از چندی پسری از اهالی شهامت به خرج می دهد و تصمیم می گیرد که با وی ازدواج کند. بر خلاف نظر همه ، او میگوید که میتواند دخترک را رام کند. خلاصه پس از مراسم عروسی ، عروس و داماد وارد حجله میشوند و ...... . چند دقیقه از زفاف که میگذرد پسرک احساس تشنگی میکند . گربه ای در اتاق وجود داشته از او میخواهد که آب بیاورد. چند بار تکرار میکند که ای گربه برو و برای من آب بیاور. گربه بیچاره که از همه جا بی خبر بوده از جایش تکان نمی خورد تا اینکه مرد جوان چاقویش را از غلاف بیرون می کشد و سر از تن گربه جدا میکند. سپس رو یه دختر میکند و میگوید برو آب بیار....
روزی، گرگی در دامنه کوه متوجه یک غار شد که حیوانات مختلف از آن عبور می کنند.
گرگ بسیار خوشحال شد و فکر کرد که اگر در مقابل غار کمین کند، می تواند حیوانات مختلف را صید کند.
ادامه مطلب
علیمولا
علی مولا مکانی مذهبی تفریهی میباشدکه در شمال شرق روستا واقع شده است.این مکان که فقط شامل یک درخت کاج میباشد .مردم به این درخت ارادت خاصی دارند و برای ان نظر میکنند.اگر کسی حاجتی یا مریضی چیزی داشته باشد نذر میکند. اگر نذرش ادا شد مردم را دعوت میکند که در یک ساعت مشخصی در آن مکان جمع شوند ونذری خود را ادا میکند . نذری ها بیشتر شامل چای ،فتیر ،شیر برنج ،کشمیش و.... میباشد
ادامه مطلب

ادامه مطلب
۱- خانه تکانی در ماه اسفند و آماده شدن برای عید
۲- خیس دادن گندم جهت سبز شدن و گذاشتن در روی سفره هفت سین
۳- درست کردن سمنو که به عنوان یکی از هفت سین سفره هفت سین میباشد
۴- خرید خشکبار و لباس برای تمامی اعضاء خانواده
۵- مراسم ویژه شب چهار شنبه سوری که مردم با پرنمودن کوزه سفالی از آب و به تعداد اعضاء خانواده خود در آن ریگ انداخته و پرتاب نمودن آن ازپشت بام خانه ها
۶- در آخرین شب سال مادران برای فرزندان ذکور خانواده کیسه ای کوچک با پارچه دوخته و به ان نخی وصل نموده که بچه ها بر پشت بام خانه ها رفته و از سوراخ لوله بخاری یا پنجره و یا درب خانه ها کیسه را به داخل خانه انداخته و عیدی خود را از صاحب خانه می خواهند.که به این کار خلته انداختن میگوین
۷ هنگام ساعت تحویل سال اعضای خانواده بر سر سفره هفت سین که از چند ساعت قبل آماده کرده اند نشسته و همگی با هم دعای سال تحویل را با صدای بلند قرائت میکنند
۸- هرخانواده یکی از بستگان نزدیک که ترجیحا نیز پسر خرد سال میباشد را دعوت نموده تا به عنوان اولین کسی باشد که به خانه وارد میشود و عیدی خود را از صاحب خانه گرفته
۹- پس از این مراسمات اقوام به خانه بزرگ خاندان رفته و در آنجه عید را به هم تبریک گفته
۱۰- پس از چند ساعتی که از سال جدید بگذرد مردان در میدان روستا جمع و همه با هم به درب منزل کسانی که جدیدا فوت نموده ان رفته و پس از نثار فاتحه عید را به باز ماندگان تبریک گفته







